تبليغاتX
عاشقانه ها - داستانی عاشقانه
age of love
روزی روزگاری...

روزی از عاشقی شکست خورده پرسیدم :

بزرگ ترین اشتباهت چه بود ؟  گفت عاشق شدن 

 گفتم بزرگ ترین شکستت چه بود ؟  گفت شکست عشق

گفتم بزرگترین دردت چه بود ؟  گفت از چشم معشوق افتادن

گفتم بزرگترین غصه ات چه بود ؟  گفت یک روز چشم های معشوق را ندیدن

گفتم بزرگترین ماتم زندگی ات چه بود ؟  گفت در عزای معشوق نشستن

گفتم قشنگ ترین عشق ؟  گفت شیرین و فرهاد

گفتم زیبا ترین لحظه ی زندگی ات ؟  گفت در کنار معشوق بودن

گفتم بزرگترین رویایت چیست ؟  گفت به معشوق رسیدن

پرسیدم بزرگترین آرزویت ؟  اشک در چشمانش حلقه زد و با نگاهی سرد گفت:  مرگ...

+ نوشته شده در  جمعه دهم آبان 1387ساعت 13:57  توسط سهیل   |